تبليغاتX
رز وحشی

 

 

 

 

 

در ميان من و تو فاصله­هاست

كينه ها در پس اين فاصله هاست

 

گاه مي انديشي

 كه به نيرنگي ديگر

        - كم كني وسعت اين فاصله را

غافل از اين هستي

با هر قدمي كه تو كم مي كني اين فاصله را

-         به دروغ و نيرنگ

 

دل من فرسنگ ها مي پويد

تا ز تو دور شود

 

باورم نيست تورا

        آرام شو!

 

 




لينك ثابت نوشته شده در ساعت توسط ..:: نسرین ::..

 

آیا فریب است؟

 

آیا فریب است اینگونه دل آشفته­ی تو؟

دردی غریب است عشق شبان خفته­ی تو!

شب می­سراید از هرچه هست و نیست غم را

با من بیا شب را از ریشه برکنیم

من اگر بی تو شوم

من اگر در تو،تورا درشبان سرد پر صاعقه پیدا نکنم می­شکنم

من اگر در شب تنهایی خویش

از نگاه سحرت پر نشوم می­شکنم

من اگر حس نکنم عشق تورا

                می­شکنم

بی تو من می­میرم

ای تو مهتاب شب تنگ دلم

بی تو مروارید اشک

صبح چشمان مرا می­شکند




لينك ثابت نوشته شده در ساعت توسط ..:: نسرین ::..

 

نقاب

 

عاشقی سوخته دل

عاشقی خسته و سرگردان روح

عاشقی بی سحر و بی مهتاب

چه بخواند از شوق؟

دیریست که هنگامه ی شوق

یاد افسون تو پر می­کند احساسم را

و نقاب

همه­ی چهره­ی غمگینم را

-باز می­پوشاند

 

من نقابم آری

گرچه شب­دل هستم

من نقاب دریا

گرچه در گل هستم

 

من همان همهمه­ی خاموشم

بین صدها قفس دلتنگی

 

یا همان خاطره­ی پژمرده

-بین دشتی سنگی

این نقاب است که شبانگاه درد

از سحر می­جوید

 

و میان نفس سرد شب

مثل ِنیلوفر ِاحساس ِسحر می­روید

در غم مرثیه­ی موج خشم

پاک و آرام غزل می­گوید

 

 




لينك ثابت نوشته شده در ساعت توسط ..:: نسرین ::..